سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
یک روز، یک حدیث
تلاوت برگزیده
تلاوت برگزیده
ابراهیم عقیلی
ورودی 94


سورۀ انعام | آیه 59
به همراه تحلیل استاد ابوالقاسمی


بارگذاری

-----------------------------------------------
تلاوتهای مورد علاقتون رو به
razavyoon@chmail.ir
ارسال کنید. البته تلاوتهای اساتید
و دانشجوهای خودمون اولویت داره.


.:: بایگانی تلاوت ها ::.
تصویر برگزیده
تصویر برگزیده
-----------------------------------------------
تصاویر خاطره انگیزتون رو به
razavyoon@chmail.ir
ارسال کنید تا تو این بخش قرار بگیره.

این خاطره رو آقای مهدی قدرتی (ورودی 81) برای ما ارسال کردن:

باعرض سلام و احترام خدمت تمام  دانش آموختگان گرامی
گفتن دوستان بیان خاطره، هرچی فکر می کنم کل دوران تحصیلی که در مشهد خدمت دوستان بودیم خاطره بود چه تلخ و چه شیرین ، حالا که می اندیشم می بینم که جداهمش شیرین بوده که ما به حکمتش پی نمی بردیم حالابا گذر زمان فقط شمه ای از آن در ذهنمانم باقی مانده ،می شود در جوار مولامان آقا امام رضا(ع)بوده با شیم و بگیم بد گذشت؟؟؟؟؟
بنظرم از تمام خاطرات ، بهترین خاطره که بعداز حدود12سال هنوز از ذهنم پاک نشده ، خوردن غذای  حضرت در مهمانسرای خود آقا بود،حاشیه نرم اگه اشتباه نکنم یه بعد از ظهر پاییزی بود(سال اول دانشکده) که برای زیارت مضجع شریف اقا از خوابگاهمان  که اون روزایه ساختمان    قدیمی اما با صفا واقع در چهار راه شهدا کوچه ی مخابرات  بود( که پشت بومش قشنگ میشد حرم زرد آقا روببینیم)راهی حرم شدم جاتون سبز زیارت با تمام اعمالش که انجام دادم  در حال برگشت یه بوی غذای  دل انگیزی، مشامم رو پر کردبعدا زتحقیق فهمیدم این بواز مهمانسرای حضرت است و نصیب هر کسی نمیشودبا کمی فکرو آرزو......به راهم ادامه دادم تارسیدم درب خوابگاه وارد خوابگاه  شدم هنوز چند قدمی  برنداشته بودم که دیدم  زنگ خوابگاه به صدا درآمد برگشتم دیدم سه نفر با کت و شلوار شیک از من سوالاتی کردن:اینجا مهمانپذیر است؟ گفتم نه خوابگاه دانشجویی .ادامه داددانشجویان شهرستانی ؟ گفتم بله، بعد پرسید چند نفرید؟ ماکه از همه جا بی خبر گفتیم 17نفر، دیدم دست کرد تو جیبش  17تاژتون غذای حضرت به من دادبرای فردای آن روز،نمی دونستم از خوشحالی چکار کنم از امام رضا (ع) تشکر کردم وپریدم موضوع رو به تمام دوستان گفتم،همگی خوشحال فردای آن روز به مهمانسرای حضرت رفتیم و جاتون سیز غذا قرمه سبزی بود چه جای تمیز و بزرگی ، چه عطر و بویی..........
وقتی خوردیم و بیرون اومدیم مردمانی دیدیم که برا یه دانه برنج حضرت و یا یک تکه نان  چه کارا که نمی کنن.واقعا امام رضا اون سال لطف بزرگی به همه ما کرد از اون سال ما موندیم در آرزوی خوردن یک بار دیگر از غذای حضرت که میسر نشد که نشد....

والسلام علی من اتبع الهدی.
التماس دعا.
زمستان 1393


سلام دوستان قرآنی من....

دوران دانشجویی سراسر با خاطرات همراهه چه شیرینش چه تلخش............. و اما بعضیاش خیلی به یاد موندنین که هرچقدر برا خودت مرور ئمی کنی بازم برات تازگی داره ...

خاطره هدیه امام رضا علیه السلام به من از همون دسته خاطراته که هر بار موقع بیانش همون طراوات و تازگی رو برا من به همراه داره ....

رمضان 83  رو به اتمام بود که برخی از  دوستانم  در اعتکاف دانشجویی ثبت نام کردند ... من خیلی دوست داشتم که همراه انها باشم اما خب باید برمی گشتم شهرستان .... اعتکاف از صبح روز چهار شنبه شروع میشد. شب قبلش با دوستان معتکف و بقیه کسانی که می خواستن برای دعای پر فیض توسل شرکت کنند راهی حرم شدیم... دلم خیلی گرفته بود ... از مقابل حرم به مادرم صحبت کردم و گفتم به خاطر همراهی خانم برادرم (ایشان  هم از دانشجویان دانشکده بودند که ازدواجشان اولین ازدواج دانشجویی دانشکده بود) امسال معتکف می شم . اما من کارت اعتکاف نداشتم. به دوستانم در این مورد حرفی نزدم فقط گفتم شب با ایشان به خوابگاه برنمی گردم ...

شب های  پاییز بود و هوا بس ناجوانمردانه سرد . هم اتاقیم که معتکف شده بود پتوشو به من داد تا اون شب رو تو حرم سر کنم و سرما نخورم .... من هم پتو به دست صحن های حرم را یکی یکی دور می زدم .... وقتی به خودم امدم دیدم مقابل ضریح امام رضا (علیه السلام) ایستادم ... بغض کردم ... و مثل کودکی با امام رضا درد دل کردم .... گفتم یا امام رضا اگه من امسال معتکف نشم دیگه حرمت نمیام .... چند لحظه بعد خودم از حرفم پشیمان شدم برای همون سرمو پایین انداختم و بیرون اومدم ... و روی یکی از سکوهای بست شیخ بهایی نشستم ... و سرمو به مسحد گوهر شاد تکیه دادم و به حال خودم غصه می خوردم ....

که ناگهان خانم مسنی سراسیمه و دوان دوان به سمت من اومد و گفت تو صحن قدس با کارت دانشجویی کارت اعتکاف میدن... منم خوشحال و خرسند به سمت صحن قدس رفتم اما همین که وارد صحن شدم دو صف طویل دیدم. با حالتی ناامیدانه اخر یکی از صف ها وایستادمو کارت دانشجوییمو از داخل کیفم در اوردم ... نفر جلوی من تا کارتمو دید گفت تو که کارت داری برو جلو و همین طور یکی یکی منو جلو فرستادن تا به اول صف رسیدم و مسوول که کارتمو دید بهم کارت اعتکاف رو دادو منم خوشحال به سمت شبستان نجف آدی ها رفتم... سحری اول با خود معتکفین بود... اما  من فقط ی ساندویچ داشتم ... اما خوشحال بودم ... با دوستان اطرافم صحبت کردم و اشنا شدم .... خستگی پیاده روی به من مستولی شد و خوابم برد ... پس از مدتی دیدم یکی از خادما منو بیدار کرد گفت پاشو سحری بخور گفتم تا اومدم حرفی بزنم ی ظرف غذا بهم داد ... گفتم سحری اول که با معتکفینه ... گفت این غذای حضرته برای تو ، دوستات کنار دستت گفتن امشب مهمان شدی و غذا نداری برا همون این برا تو دادن.....

دعای اون سال اعتکافم رفتن به حج دانشجویی بود که آن هم مستجاب شد و تابستان سال بعد راهی خانه خدا شدم.... اما انچه برای من مهم بود تابستان 84 میلاد پر سعادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) تولد من یکی شده بود و من تولد بیست سالگی خود را در کنار کعبه بودم و پای در عرفات و منی گذاشتم ...

و من هنوز مبهوت این همه مهربانی هستم.


[ سه شنبه 93/10/30 ] [ 12:10 عصر ] [ منیره سادات حسینی (82) ]

تو همایش امسال، ان شاء الله از دانش آموخته ی برتر دانشکده معرفی و تقدیر میشه. پس فرم زیر رو دانلود کنید و سوابق آموزشی و پژوهشی و فرهنگی-سیاسیتون رو توی اون بنویسید و به ایمیل دانشکده (mashhad@quran.ac.ir) ارسال کنید. فرم های شما امتیازبندی میشه و امتیاز بیشتر، دانش آموخته ی برتر رو مشخص میکنه.

توجه: این فرم یک بار مورد ویرایش قرار گرفت؛ پس اگر فرم رو قبل از ساعت 11:30 امروز (30 دی) دریافت کردید، لطف کنید و دوباره پر کنید. متشکریم.

فرم سوابق


سلام علیکم بر همه ی هم مکتبی های عزیز و ارجمند

قبل از هرچیز ازدواج سراسر نور داداش گلم حسین آقا رضایی و خانم تقوی رو تبریک عرض میکنم . ان شاء الله که خوشبت و عاقبت به خیر باشند.

اما خاطره ایی که قراره درج کنم یکم طولانیه ولی خیلی جذابه . توصیه میکنم تا آخر بخونید تا درس بزرگی نصیبتون بشه. این داستانی رو که نوشتم کاملا واقعیه . فقط یکم به رشته نثر در اومده و شاخ و برگ گرفته. ولی سعی شده قالب امانت نداری حفظ بشه. منظور از حسن هم حسن قادری می باشد. ادامه مطلب...

[ سه شنبه 93/10/23 ] [ 8:39 عصر ] [ وحید رستمی (87) ]

با سلام و تبریک به مناسبت اعیاد گذشته ماه ربیع الاول :

اینجانب به اطلاع دوستان می رسانم که وبسایت آموزشی بنده با عنوان "آسانت لرن مرجع تخصصی شبکه و آی تی " از هم اکنون به آدرس ذیل قابل دسترس است :

www.asanetlearn.com

پیشاپیش مقدم دوستان و علاقه مندان به مطالب آموزشی در حوزه شبکه و آی تی را در وبسایت آسانت لرن گرامی می داریم .

و من الله التوفیق


کلیدواژه ها: کامپیوتر و اینترنت(10)،

[ دوشنبه 93/10/22 ] [ 6:12 عصر ] [ روح الله افتخاری (86) ]

 کلاه قرمزی: آقای مرجی، شما می دونستی عباس آقا ، غیر از شهین خانوم یه زن دیگه هم داره؟
مجری: زندگی مردم به ما چه ربطی داره!؟
کلاه قرمزی: بله منم دیدم به ما مربوط نمی شه رفتم به یکی گفتم که بهش مربوط می شد...... مجری: کی؟
کلاه قرمزی: شهین خانوم!
مجری: بچه مگه تو فضولی!؟ اگه زندگیشون خراب بشه میتونی خودتو ببخشی!؟
کلاه قرمزی: مگه من مثل شمام که پدر مارو درمیاری تا ببخشیمون!؟

سه سوت خودمو میبخشم تازه به خودم جایزه هم میدم! ?

مجری: اصلاٌ کی به تو گفته عباس آقا یه زن دیگه داره؟

کلاه قرمزی: امروز کله ی عباس آقا رو دیدم، دو تا فرق داشت! مگه هرکی سرش دو تا فرق داشته باشه دو تا زن نمی گیره؟

مجری: بچه این حرفا همش الکیه!؟

کلاه قرمزی: اتفاقاٌ خودم هم شک کرده بودم، اگه اینجوری بود که شما با اون فرقی که رو کله ت داری باید حرمسرا راه مینداختی!


کلیدواژه ها: سایر مطالب(5)،

[ شنبه 93/10/20 ] [ 11:36 عصر ] [ محسن باقری (87) ]

نخستین شماره دو فصلنامه علمی- تخصصی «اندیشه قرآنی» دوشنبه هشتم دیماه، طی مراسمی با حضور استادان و دانشجویان در تالار اجتماعات شیخ طوسی دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد رونمایی شد.

ادامه مطلب...

کلیدواژه ها: برنامه های دانشکده(33)،

با سلام خدمت هم مکتبی های عزیزم

دوستان یکی از برنامه های مهم مجمع فارغ التحصیلان انتخابات مجمعه که در رویه این مجمع خیلی مهم و تاثیر گذاره. دوستانی که تمایل دارن کاندیدا بشن واسه دوره سوم، میتونن اینجا ثبت نام کنن، و برای ارائه برنامه در سومین مجمع پشت تریبون برن و سخنرانی کوتاهی داشته باشن (البته این موردِ سخنرانی اختیاریه). البته بنا به توصیه دوستان و تجربیات دوره های گذشته پیشنهاد میشه عزیزان کاندیدا ساکن مشهد و دارای سوابق حسنه اجرایی و مدیریتی باشن..... از لطف همکاری شما کمال تشکر و قدردانی را داریم.


دوست خوب و برادر عزیزم جناب حاج حسین رضایی و سرکار حاجیه خانم تقوی در این شب عزیز و فرخنده که آسمانها غرق شادی و سرور است خبر ازدواج شما به قدری شادمان کرد که گویی ما هم با ملائک شوق پرواز داریم و میدانید که ازدواج تنها پیوند زمینی است که در آسمانها بسته میشود
پیوند زیبایتان مبارک باد …


کلیدواژه ها: تبریک ازدواج(1)،

[ پنج شنبه 93/10/18 ] [ 10:58 عصر ] [ سید رسول سید حسینی (81) ]
1   2   3   >  
درباره ی وبلاگ
رضویّون -  دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد

کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد، در سال 1389 تأسیس گردید. این وبلاگ وابسته به این کانون، و محلی است برای هم افزایی فعالیت ها و ایده های قرآنی. ان شاء الله بتوانیم قدمی مؤثر در راه ترویج «انس با قرآن کریم» برداریم.

رضویون در آپارات

کانال تلگرام رضویون

ثبت نام نویسندگی وبلاگ رضویّون

حقیقت این است که ما هنوز خیلی از قرآن دوریم...

کد نمادِ ما
ذکر امروز
دانشکده ها
دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

قرآن و زندگی - وبلاگ شخصی استاد عظیم پور

انجمن علمی دانشجویی دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد

دانشجویان دانشکده علوم قرآنی شاهرود

فاطر - بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران

ویژه ها
دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای
بیان معنوی - دفتر نشر آثار و اندیشه های حجة الاسلام علیرضا پناهیان
مسجد نما
مدرسه نما
جامع الاحادیث
پایگاه اطلاعرسانی مداح اهل بیت (ع) حسن نجف زاده
اسلام کوئست
مؤسسه فرهنگی بیان هدایت نور
طرحی برای فردا
روشنگری
آمار بازدید
بازدید امروز: 1110
بازدید دیروز: 1413
کل بازدیدها: 1777771
موسیقی وبلاگ
ایران رمان

ابزار هدایت به بالای صفحه