اگه یادتون باشه قبلا من یه پست با نام «چرا دانشکده ی ما» نوشته بودم و آخرش اشاره کردم به مسئله ی کلاس های ارشد قم که قرار بود دخترای دانشکده رو بدون همراهی هیچ مسئولی بفرستن قم، ولی من نتیجه گیری در مورد این موضوع رو موکول کردم به بعد از برگشتن این گروه از قم، حالا این سفر تخیلی کنسل شده، این هم یه نامه است از یکی از این دانشجویان که به دستم رسید، گذاشتم به این امید که مسئولین دانشگاه بشنوند صدای دانشجو را....
«قبلا وقتی از قشرهای مختلف جامعه، بی نظمی، بی انظباطی و ناهماهنگی می دیدم می ذاشتم به حساب نادونی و دوریشون از قرآن و دین، ولی وقتی چند وقتیه دارم توی جامعه ی قرآنی این پدیده زشت و ناپسند و واقعا قبیح رو می بینم هیچ جوابی ندارم که خودم رو، وجدانم رو راضی کنم، دو روز پیش خبربدی رو شنیدم. خبری که با شنیدنش بدجوری از کوره در رفتم، خدارو شکر قم نبودم که اگه بودم دیگه هیچی...
آخه باخبر شدم کلاس های آمادگی ارشد که4 ماه پیش ثبت نام کرده بودیم و از اون موقع کلی با بچه ها، خانواده ها، دانشکده و از همه مهمتر با خودمون هماهنگی کرده بودیم، یکدفعه ای بخاطر چی؟ بخاطر مشکلات عمرانی وتعمیر نشدن خوابگاه ها(که به نظر خیلی مسخره میاد) کنسل شده، اونم حالا کِی به ما خبر دادن؟ 2 روز مونده به حرکت قطار(اون قطاری که ما با هزار زحمت و بدبختی تونستیم بلیطشو گیر بیاریم).........
آخه یکی نیست به اینا بگه شما اگه نمی تونین کار بزرگ انجام بدین از همون روز اول قبول نکنید و به بچه های مردم قول بیخودی ندین چرا به ما میگین اگه اسم بنویسید و نیاید باید مبلغ200000ت جریمه بدین، این حرفتون یعنی چی؟ یعنی شما نشستین برنامه ریزی کردین، سنجیدین، پس چرا حالا یکدفعه ای زدین زیرش...
آقایون محترم پشتِ میزنشین، که خودتون بهتر از من همه چی رو می دونین البته فقط می دونین الحمدلله عمل که خبری نیس... وقتی قرآن میفرماید: (اوفوا بعهدکم) یعنی چی؟ وقتی قرآن عهد و وفای به آن را آنقدر مهم می دونه که میگه در برابر اون مسئولید یعنی چی؟(ان العهد کان مسئولا) اگه شما که برچسب قرآن بهتون خورده اینجوری باشین از بقیه چه توقع؟ حداقل نمی تونستید جلوتر خبر بدین؟ 2 روز قبل حرکت که ما همه ی دوندگیها و هماهنگی ها رو انجام دادیم میگین؟ حالا که از جاهای دیگه زدیم برای برنامه ریزی این سفر میگین؟ لازم به ذکره که بدونین اگه شما ناهماهنگید و بی برنامه، ما اینطور نیستیم برا وقتمون ارزش قائلیم...
کی میخاد خسارتی که در وقت، هزینه، فکر و غیره و غیره شده رو برای ما جبران کنه؟
خواهش می کنم لااقل اگه نمی تونید، از پشت اون میز بیاید کنار یکی رو بذارید که بتونه با برنامه باشه، خوش قول باشه، مسئولیت پذیر باشه، به عهد ها وفا کنه.... لااقل قرآن رو بدنام نکنه...
گاهی وقتی مشکلات دانشکده ی خودمون رو می دیدم با خودم می گفتم دانشکده ی ما اینجوریه قم که دیگه اصل و مرکزش اونجاس، که این خبرا نیست ولی امروز دیدم که این خانه از ریشه و بن آباد است...
خواهش می کنم حداقل اون تابلوی سر درِ دانشکده (که شنیدم 100میلیون فقط پول آهناش شده رو) بیارین پایین تا حداقل قرآن بخاطر شما آسیب نبینه...»