سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

رضویّون

کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد، در سال 1389 تأسیس گردید. این وبلاگ وابسته به این کانون، و محلی است برای هم افزایی فعالیت ها و ایده های قرآنی. ان شاء الله بتوانیم قدمی مؤثر در راه ترویج «انس با قرآن کریم» برداریم.

توکل بر خدا

 

به معنی لفظ توکل توجه کنید:

توکل یعنى قبول وکالت، اعتماد.  توکل بخدا یعنى واگذار کردن کار بخدا و اطمینان به تدبیر اوست.( أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج‏8، ص: 556)

 توکل یعنى واگذارى مطلق به خدا و سپردن همه چیز بدست او که یک نوع فناء فى اللَّه محسوب مى‏شود. (تفسیر نمونه، ج‏9، ص: 289)

توکّل یعنى وکیل گرفتن. وکیل باید چهار شرط داشته باشد: درایت، امانت، قدرت و محبت. و کسى جز خدا این شروط را به نحو کامل ندارد، پس بر او توکّل کنیم.( تفسیر نور، ج‏6، ص: 270)

توکل‏ یعنى کار را به خدا بسپار و به حسن تدبیر او اعتماد داشته باش.( تفسیر هدایت، ج‏1، ص: 640)

 

اما دو آسیب بحث توکل که از عدم درک صحیح معنای آن بروز می کند:

1.      برخی می گویند چون توکل نمودی دیگر هیچ کاری نمی خواهد انجام دهی، خدا خودش درست می کند. در جواب این افراد باید گفت آیا نشنیده ای روایتی که در آن شخصی از فرار شترش به پیامبر شکایت نمود و می گفت به خدا توکل کرده بودم، پیامبر در جواب فرمود پای شتر را باید می بستی بعد توکل می کردی. آری توکل به معنی سلب تکلیف نیست، توکل یعنی آخر و نتیجه کار را به خدا سپردن.

2.      دیگر آسیب این است که برخی می گویند ما توکل نمودیم ولی نهایت امر خوب نشد و پی در پی مشکلات پیش می آید. در جواب این مسئله هم باید گفت آیا در عین توکل وظیفه ات را درست انجام داده ای؟؟(همان آسیب اول) اگر وظیفه ات را درست انجام داده و واقعا به خدا توکل نموده ای باید از آنچه برایت اتفاق می افتد راضی باشی، چرا که تو با توکل نتیجه را به خدا سپردی و مطمئن باش که آنچه رخ می دهد به خیرت است. برای تقریب بیشتر این بحث به ذهن داستانی از یکی از بزرگان نقل می کنم: با خانواده اش به مسافرت می رفت، ماشینش را چک کرده بود و تمام نکات ایمنی را رعایت می کرد و حتی در مسیر چند بار صدقه می داد، اما در مسیر دوبار تصادف کوچکی برایش اتفاق افتاد که باعث معطلی او و خانواده و اذیت شدنش در راه شد............قدری فکر کرد که چرا این مشکلات بر سرش می آید، در عالم رویا به او گفته شد این دو تصادف کوچک که باعث معطلی تو شد بخاطر همان صدقه ها و دعاهایت است، چرا که در در تقدیرت بود در شهر بعدی تصادف نموده و خود و خانواده ات می مردید، و اینمعطل شدنت به خاطر رهایی از آن تصادف بود..........و اما شاید هم همه اینها برای امتحان آدمی باشد که مشخص شود متوکل واقعی کیست، آیا از وقایع و اتفاقات به تنگ می آید یا صبور بوده و پای عهد و توکلی که نموده هست؟؟ امام رضا علیه السلام فرمود: مرز توکّل آن است که با ایمان به خدا، از هیچ کس نترسى.

 

بنابراین در هر کاری باید بر خدا توکل نمود، یعنی بدون تنبلی و با قدرت وظیفه خود را انجام می دهیم و نتیجه را به خدا واگذار می کنیم و اطمینان داریم که نتیجه هر چه شود، خوب است چون خواسته خداست.

این مطلب هنوز جای بحث دارد......