سفارش تبلیغ
صبا ویژن
یک روز، یک حدیث
تلاوت برگزیده
تلاوت برگزیده
ابراهیم عقیلی
ورودی 94


سورۀ انعام | آیه 59
به همراه تحلیل استاد ابوالقاسمی


بارگذاری

-----------------------------------------------
تلاوتهای مورد علاقتون رو به
razavyoon@chmail.ir
ارسال کنید. البته تلاوتهای اساتید
و دانشجوهای خودمون اولویت داره.


.:: بایگانی تلاوت ها ::.
تصویر برگزیده
تصویر برگزیده
-----------------------------------------------
تصاویر خاطره انگیزتون رو به
razavyoon@chmail.ir
ارسال کنید تا تو این بخش قرار بگیره.

احسن الحال و بهترین حال ها کدام است؟

 یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ.[1]

با تبریک سال نو از صاحب دلها و دگرگونی ها  می خواهیم که سال جدید را سال دگرگونی دل ها به سوی خود قرار دهد و از هر چیز که رنگ غیر حق داشته آزاد نماید و بر حق حق ثابت قدم بگرداند .

در آغاز هر سال نوی این زمزمه استاد به گوشمان فراخوانده می شود و همه را به تفکر وا می دارد و دل ها را به خود می گیرد و می لرزاند که در کنار تحول ها؛ تحول در انسان ؛مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ و تحول در جهان ؛ مُحَوِّلَ الْحَوْلِ. باید به ثبات و ظرفیت و وسعت رسید و از اسارت موقعیت ها آزاد شد و به کوثر موضع گیری ها رسید که این همان احسن الحالی است که از ما خواسته اند به عدد روز های سال آن را در روز نوروز طلب کنیم.[2]

ایشان می گویند: بهترین حال، حال کسى است که مى‏داند در هر حالتى چه بکند و در هر موقعیتى چگونه موضع بگیرد. بهترین حال حالت کسى است که در گرو حالت‏ها نیست. و وابسته به شرایط و موقعیت‏ها نیست. درس خودش را مى‏شناسد و درس خودش را مى‏آورد.[3]

و ایشان در جای دیگری از این درس گرفتن می گوید که چگونه  از بهار درس  می گیرند و می فرمایند: انسان در یک نگاه مى‏تواند عظمت و قدر خویش را بشناسد و از قناعت‏ها و سستى‏هایش آزاد گردد.

او مى‏بیند تمام هستى به او منتهى شده و مسخّر او هستند ... همه به او رسیده‏اند ... حال او دوباره به عقب باز گردد ... به سوى همان‏ها، همان‏هایى که براى او بوده‏اند. او مى‏بیند از سنگ، از خاک، از خورشید، از شاخه‏ها و درخت‏ها، جلوتر است اما نه جوشش دارد و نه رویش و نه جنبش و نه شکوفه و نه کوششى. سنگ‏ها فجر داشته‏اند و شکافته شده‏اند، اما من فجرى نداشته‏ام و نجوشیده‏ام ... خاک‏ها این همه رویانده‏اند، اما من رویشى نداشته‏ام. خورشیدها، این همه حرکت و جنبش، این همه بخشش و دهش داشته‏اند، اما من هیچ نورى و حرارتى و هیچ شورى و جنبشى، نیافریده‏ام ...

وقتى هنگام بهار، به باغ مى‏رفتم و شاخه‏ها را غرق در شکوفه مى‏دیدم، راستى شرمم مى‏آمد که چندین بهار بر ما گذشته و هنوز چوبیم ... ولى چوب‏هاى مرده شکفته‏اند و در گُل، غرقند ...[4]                  

 

 

و درسی را که از تحول نعمت ها می گیرند این گونه توضیح می دهند:

تلقى از انسان، او را به غیب، به روز دیگر، به الله و به وحى و به حجّت گره مى‏زند و انتظار را تفسیر جدید و عمیقى مى‏کند، که حتى در متن رفاه و عدل و در متن سامان و فراغت، آدمى را بى‏قرار و منتظر مى‏سازد و در متن نظام نوین جهانى و با دستیابى هر فردى به سیستم‏هاى پیشرفته، باز او را به غربت، به دیوار و حتى به التهاب و دلهره گره مى‏زند.

چون مى‏داند که از این همه رفاه و عیش و راحت باید جدا شود، که تحول نعمت‏ها و تحول حالت‏ها را مى‏شناسد و  مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ  را مى‏بیند.

و همین معنا، اساس گرایش انسان مقتدر و دانشمند و مسلط را به مذهب توضیح مى‏دهد. چون بر فرض حیرت زدایى علم و اشتغال قدرت و صنعت، آدمى با این امکانات زودتر به محدوده‏ها مى‏رسد و دیوارها را تجربه مى‏کند و احساس غربت و تنهایى فریادش را بلند مى‏نماید.[5]

وقتی آیه یَوْمَ لایَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون الّا مَنْ اتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ[6]تلاوت می کنند از رابطه قلب سلیم با احسن الحال به این زیبایی سخن می گویند: چگونه سر بلند کنیم و بخواهیم که هیچ چیز را باقى نگذاشته‏ایم، حتّى از دل خود که باید قلمرو حکومت حق و عرش خدا باشد بتخانه درست کرده‏ایم، آنجا که او سلامت قلب ما را مى‏خواهد و با صراحت مى‏گوید هیچ چیز براى شما کارگشا و نافع نیست مال و فرزند شما به کار شما نمى‏آید، من چه آورده‏ام؟ «یَوْمَ لایَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون الّا مَنْ اتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ».

تنها هنگامى این امکانات و نعمت‏ها نافع مى‏شود که تو با قلب سالم به سوى خدا بیایى. و قلب سالم قلبى است که رشید است که رشد، علامت سلامت است. و رشد به وسعت و وسعت به احاطه مى‏رسد. و دلى که احاطه داشته باشد صبور است و ثابت است به بهترین احوال دست مى‏یابد که در دعا مى‏خواهى: «حَوِّلْ حالَنا الى‏ احْسَنِ الْحال».[7]

 

احسن الحال آن است که بار ولی را برداشت و از هر دو جهان آزاد گشت

استاد با تلاوت آیه سوره حدید «لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ >> . می فرماید: رفت و آمد امکانات نباید رنج و فرح را به دنبال بیاورد.

مى‏بینى که چگونه نگاه حق در این مفهوم گسترده، در جهان و جامعه و انسان‏ و اهداف و آرمان‏ها اثر مى‏گذارد و تحول ایجاد مى‏کند. تحولى که رؤیایى و ذهنى نیست بل براساس واقعیت متحول جهان و حالت‏هاى متحول انسان استوار است که در این دنیاى متحول این‏گونه استوارى و ثبات، شدنى‏است، که در دنیاى متغیرها، روابط ثابت وجود دارد؛ « حَوِّلْ حالَنا الى‏ احْسَنِ الْحال »؛ آن‏جا که با توجه به ساخت و بافت انسان، آدمى نمى‏تواند تمام موقعیت‏ها را در دست بگیرد، مى‏تواند موضع‏گیرى‏ها را در دست داشته باشد که این واقع بینى، آدمى را به این مرحله مى‏رساند که با ذهنیت و با زاویه‏ى دید و برخوردش، با بدها، خوب برخورد کند و از رنج‏ها راحتى بردارد.[8]

راستى سؤال این‏است: چه کنیم‏که در برابر رنج، در برابر تهدید و فشار و در برابر تکلیف و بار امانت، صبور باشیم و بتوانیم تحمل کنیم و از راه چشم نپوشیم؟

 «انّ امرَنا صَعب مُستَصعَب لایَحتَمله الّا مَلَک مُقرَّب او مؤمن امتَحَن اللّه قَلبَه لِلایمان».

تحمل ولایت و صبورى در برابر امانت و تکلیف، یا شهود تمام مى‏خواهد و یا عشق مبتلا.

شهود تمامى راه و تمامى مشکلات به انسان آمادگى مى‏دهد، که عالم به موسى مى‏گوید: «کَیف تَصبر عَلى مالَم تُحِط به خُبَراً»؛چگونه مى‏توانى صبور باشى بر آن‏چه به آن احاطه و آگاهى ندارى.

ملک مقرب شهود دارد و به آینده وقوف دارد. این شهود و وقوف نسبت به آینده مى‏تواند احتمال و تحمل را تحقق بخشد.

و مؤمن ممتحن به عاشقى مى‏گویند که همراه عشق به ریاضت و محنت و ورزش روى‏آورده و آماده گردیده‏است.

گام اول، عشق است. آدمى باید به خودش ایمان بیاورد و خودش را باورکند تا بتواند خدارا، غیب را، یوم الآخر و وحى را تحمل کند و بخواهد. مادام که آدمى به‏رفاه و امن و رهایى چشم دارد، به حکومتى بالاتر از این حکومت‏ها و به سرپرستى بزرگ‏تر از همین‏ها روى نخواهد آورد. اما اگر تحول نعمت‏ها و تحول حالت‏ها و نظام و سنت‏ها ما را به وسعت و ظرفیت و ظرافت برخورد رساند و از آرمان رفاه متحول و امن مضطرب و قوانین مسلط بالاتر آورد و به موضع‏گیرى مناسب به جاى موقعیت مناسب کشاند و احْسَنِ الْحال را این‏گونه به ما فهماند، مى‏توان به حکومت و حاکمى دیگر روى‏آورد و مى‏توان ولایت علوى را تحمّل کرد و...[9]              

حال چگونه می شود  سال را بدون حضور  تو آغاز کرد یا بَقِیَّة اللَّهِ

 


[1]  - زاد المعاد - مفتاح الجنان؛ ص: 328 مجلسى دوم 

[2]  - در روایت آمده که نوروز 360 بار این دعا خوانده شود

[3]  -  قیام، ص: 189

[4]  - روش نقد ج1ص 48

[5]  - تو مى‏آیى، ص: 16

[6]  - سوره آیه:89

[7]  -  قیام، ص: 189

[8]  -  وارثان عاشورا، ص: 107

[9]  -  وارثان عاشورا، ص: 288


کلیدواژه ها: نوروز(4)،

درباره ی وبلاگ
رضویّون -  دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد

کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد، در سال 1389 تأسیس گردید. این وبلاگ وابسته به این کانون، و محلی است برای هم افزایی فعالیت ها و ایده های قرآنی. ان شاء الله بتوانیم قدمی مؤثر در راه ترویج «انس با قرآن کریم» برداریم.

رضویون در آپارات

ثبت نام نویسندگی وبلاگ رضویّون

حقیقت این است که ما هنوز خیلی از قرآن دوریم...

کد نمادِ ما
ذکر امروز
دانشکده ها
دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

قرآن و زندگی - وبلاگ شخصی استاد عظیم پور

انجمن علمی دانشجویی دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد

دانشجویان دانشکده علوم قرآنی شاهرود

فاطر - بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران

ویژه ها
دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای
بیان معنوی - دفتر نشر آثار و اندیشه های حجة الاسلام علیرضا پناهیان
مسجد نما
مدرسه نما
جامع الاحادیث
پایگاه اطلاعرسانی مداح اهل بیت (ع) حسن نجف زاده
اسلام کوئست
مؤسسه فرهنگی بیان هدایت نور
طرحی برای فردا
روشنگری
آمار بازدید
بازدید امروز: 156
بازدید دیروز: 263
کل بازدیدها: 2232311
موسیقی وبلاگ
ایران رمان

ابزار هدایت به بالای صفحه