سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

رضویّون

کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد، در سال 1389 تأسیس گردید. این وبلاگ وابسته به این کانون، و محلی است برای هم افزایی فعالیت ها و ایده های قرآنی. ان شاء الله بتوانیم قدمی مؤثر در راه ترویج «انس با قرآن کریم» برداریم.

مسجد کوچک ما

نزدیک منزل ما، یک مسجد کوچک به نام امام حسن(ع) هست که اتفاقا مثل امام حسن(ع) غریب هم هست؛ برای همین، هر وقت که خدا توفیق بدهد، برای شرکت در عزاداری سید الشهدا(ع) به آنجا می رویم. ذاکرانش بچه های محله اند. شیخ مسجد هم یک طلبه جوان بیست و سه چهار ساله است. آنها خالصانه و به قدر وسعشان می کوشند، اما به نظرم جلسه آنگونه که باید، نمی شود؛ موضوعات سخنرانی آشیخ، چندان متناسب با حال مخاطبان نیست؛ در یکی از شبهای محرم، درباره تحریم شطرنج سخن می گفت و در شبی دیگر درباره عدم تحریم گوشت اسب و... . یکی از حاضران در سخنرانی به شوخی می گفت: «آشیخ همان درسی را که صبح در حوزه خوانده، شب به ما تحویل می دهد!»

من پیشتر فکر می کردم که با این شرایط، و وقتی فرصت نمی کنیم در یک جلسه دیگر هم شرکت کنیم، آیا بهتر نیست به جای این جلسه، در جلسه دیگری شرکت کنیم؟ در این صورت، مسجد غریب تر نمی شود؟ و ...؟

اما حالا فکر می کنم مهم اینست که مجلس سید الشهدا خالی نماند. البته که اگر آشیخ فضای حال و مقام را در سخنرانی در نظر بگیرد، و این فرصت مهم را برای رشد دادن مردم غنیمت بداند، بهتر است. کسی هم که از مضمون سخنرانی ها راضی نیست، باید با مطالعه شخصی، این کمبود را جبران کند. اما با این همه، مجلس سید الشهدا هر جور که باشد، مجلس سید الشهداست. هر کس در هر مجلسی که برایش مقدور است، شرکت می کند و نتیجه با خداست: {لَا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعًا} [النساء: 11]